مؤلف مجهول

مقدمه 15

رستم نامه ( فارسى )

نيافته و تلقّى تعارض شاهنامه با اخبار دينى - مذهبى به ادوار سپسين ( تا عصر صفويّه و بعد از آن ) كشيده شده است ، چاره‌انديشى ايرانى براى مقابله با اين پندار رايج و ردّ و تعديل آن نيز به موضوع اختلاط و انطباق روايات ملّى و عناصر سامى منحصر نمانده و دامنهء اين روابط از حدود موضوعات سامى قرآنى ، ولى غير اسلامى به اشخاص ، داستانها و مضامين كاملا اسلامى و شيعى تسرّى يافته است ، بدين معنى كه ، اگر در قرون آغازين و مآخذ كهن ( مثلا البدء و التاريخ ، سنى ملوك الارض و الانبياء مروج الذهب ، اخبار الطوال ، مجمل التواريخ و . . . . ) درآميختگى و يكسان‌سازى با كسانى چون سليمان ( ع ) و نمرود و ابراهيم ( ع ) و يوسف ( ع ) و . . . . است كه همه شخصيّتهايى سامى منتها غير اسلامى / مقدّم بر اسلام‌اند ، در معتقدات و روايات عموما عاميانهء متأخّر كه مربوط به روزگاران گسترش كامل اسلام و تشيّع در ايران است ، پيامبر اسلام ( ص ) ، حضرت على ( ع ) ، امام زمان ( عج ) ، نماز و آيات قرآن با اشخاص و داستانهاى شاهنامه مرتبط مىشوند . به عقيدهء ب . س . آمورتى « انطباق و اتّحاد مضمونى و نمادى ميان علويان و يك شخصيّت اساطيرى ، ايرانى و باستانى آشكارا در مشرق ايران اتّفاق افتاد » « 1 » و اين با توجّه به تدوين و سرايش بيشتر داستانهاى ملّى - پهلوانى ايران در مشرق ايران و از سوى ديگر اجتماع پرشمار مسلمانان ، و به‌خصوص شيعيان ، در بعضى از شهرهاى اين نواحى ( مانند توس و مرو ) به‌طوركلّى پذيرفتنى است . شايد قديمىترين - يا حدّاقل يكى از كهن‌ترين - نمونه‌هاى اين تطبيق و اختلاط ، زيارتگاه بىبى شهربانو ، دختر يزدگرد سوم و بنابر مشهور همسر امام حسين ( ع ) ، در رى است كه به نظر مرى بويس در اصل پرستشگاه ايزد بانوى ايرانى آبها ، اناهيتا ، بوده كه پس از اسلام به تدريج شهربانو جانشين او شده و داستان يا افسانه‌اى توجيهى نيز دربارهء اين مكان رواج يافته است . « 2 » دور نيست كه داستان

--> ( 1 ) . « ملل و نحل » ، ب . س . آمورتى ، تاريخ ايران ، ج 4 ، ص 445 . ( 2 ) . رك : « بىبى شهربانو و خاتون پارس » ، مرى بويس ، بخارا ، صص 120 - 127 و نيز : پژوهشى در اساطير ايران ، مهرداد بهار ، صص 446 - 447 .